ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطربر من منگر، تاب نگاه تو ندارمبر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوهدر خاطر از آن چشم سياه تو ندارمای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشببا خاطره ها آمده ای باز به سويم؟گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواهمن او نيم، او مرده و من سايه اويممن او نيم، آخر دل من سرد و سياه استاو در دل سودازده از عشق شرر داشتاو در همه جا، با همه کس، در همه احوالسودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت..._سیمین بهبهانی+یه مدتیه که بینهایت عاشق شعرای سیمین بهبهانی شدمشعراش خیلیییی قشنگن خیلی...